یزدیها

اشعار یزدی

اشعار خش یزدی

اشعار زیبا در مورد شهر یزد

یزد که میون ایرونه
بیشتر اون بیابونه

جنگل و دریا نداره
بارون و سرما نداره

تابستونا گرمه هواش
بعضی مِرَن به روستاهاش

اونجا هوا خُنُک تره
اینجوری خیلی بهتره

مردم اون مسلمونَ
چِقَه اونا مهربونَ

ننه آقا و آبی بی دارن
ننه بی بی و دائیزه دارن

خونه‌هاشون کاهگلیه
راچینه‌هاش آجریه

دالونای تنگ و باریک
گودال دراز و تاریک

تالارای خیلی خُنُک
طاقچاش پُر خِرُک و پِرُک

رو بونشون بادگیر دارن
تو زیر زمیناشو جو دارن

ترشی سیر و سرکه
شولی تَلفُ و پَره

دختراشون عاقل و معقول
پُسراشون دنبال پول

قصه‌هاشون جن و پری
زندگی شو بخور و نمیر

خلاصه که خیلی خوبن
الهی که خیر بیبینن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *